و اما در این کتاب این جملههای نغز در لابهلای شرح حال جعفر شهری جلب توجه میکند:
- اين از خصوصياتم بود که به حرفهاي بزرگتر از خودم گوش بدهم؛ کلمات بزرگترها را سرمايههايي ميديدم که بلاعوض در اختيارم ميگذارند، بايد آنها را پذيرا بود.
- اولين آفت فقر، قساوت ميباشد و دومين، عصيان و سومين، تقلب.
- بعضی از آدمها هر چه پول و مقامشان بالاتر رفته، انسانيتشان پایینتر آمده بود.
- مادرم ميگفت: غالباً نیتهاي ناپاک در پسِ قيافههاي پاک، معصوم و خوشآيند ميباشند.
- لطمهی دوست، کشندهتر از زخمهی دشمن است.
« مهریه را خیلیها دادن و خیلیها گرفتن »
هنگام عقد دو جوان شاید بارها این را شنیده اید « مهریه را کی داده و کی گرفته » باور غلطی که اگر اصلاح نشود شاید طلاق و فروپاشی خانوادههای نوبنیاد بیشتری خواهیم بود .
گاهی جملهای ضرب المثل میشود اما در طول زمان مسیرش عوض میشود و بار معنایش و کاربردش را از دست میدهد .
سهراب گفته بود واژه ها را باید شست
، وچه به جا گفت . اگر کلمه حرمت نداشته باشد
سهراب گفته بود واژه ها را باید شست ، وچه به جا گفت . اگر کلمه حرمت نداشته باشد ، جنگ و ستیز بالا می گیرد ، اگر کلمه شناور گردد و در غیر معنی خود به کار رودسوء تفاهمها زیاد میشود . در جایی خواندم گاهی کلمات در غیر معنی خود به کار می روند مثلا اگر کسی گفت خداحافظ یعنی این که « برو دیگر ، بر نگردی » وای اگر این درست باشد باید دوباره نشست و واژه ها را معنی کرد . تا مبادا آنچه را آموخته ایم وارونه آموخته باشیم نویسنده ای به نام « آمبروز بيرس » در کتابی بسیاری از واژه ها و کلمه ها را مجدد معنی کرده اگر این معنیها درست باشد به سلامت جامعه و افراد شک باید کرد . و شاید نیاز باشد هر کس واژه نامه ای شخصی برای خویش داشته باشد تا بتوان با او بهتر ارتباط برقرار نمود اکنون نمونه ای از این کلمات در واژه نامه ی شخصی در« بيرس » :
گفت فقر به همه جا سر می کشد...
فقر اینه که ما چیزی به جهان هدیه نکنیم واز مفاخر غربی ها بگوییم فقراینه که مد لباس ها مون زود زود تغییر کنه و چند درآور پر از لباسهای سالم ازمد افتاده داشته باشم.
فقر اینه که حقیقت و واقعیت را وارونه درک کنیم و خود را خوشبخت تر از انسان قرن هجدهم بدانیم.
فقر اینه که کمدها و درآورها و کابینت ها مون پر از وسایل باشه و کتابخانمون پر از کتابهای خونده شده قدیمی که سالی یک بار هم یه مهمان جدید رو نمی پذیرند.
فقر اینه که ساعت بشینیم پای بازی ها و سرگرمی ها وسیگار کشیدن ها...وقتی بگی چرا مطالعه نمی کنی بگی پول نداریم وقت نداریم، دل خوش سیری چند...
فقر اینه که با خبر از مرگ بن لادن باشیم اما بی خبر از همسایه ای که گرسنه می خوابد
فقر اینه که برای خودمان، شهرمان، کشورمان و جهانمان هیچ کار مفیدی نکرده باشیم اما منتفد همه آنهایی هم باشیم که کار مفید کرده اند.
فقر اینه که بی مطالعه و دخالت مستقیم عقل حکم بسته بندی شده ای راچشم بسته قبول کنیم.
فقر اینه که به نام علم ویا... ما به من، تو، و او تقسیم شویم.
فقر اینه که در زندان خرافه پرستی و به نام سنت اسیر باشیم.
فقر اینه که برای خوشی دل خودمان و خانواده و اطرافیانمان حتی گلیم یاری دیگران را از زیر پایشان بیرون نکشیم.
فقر اینه که فقط همشهریان خودمان را از خود بدانیم و با دیگر همنوعانمان در این دنیا ارتباط نداشته باشیم.
فقراینه که برای ازبین بردن همنوعمان به نام باور... خنجری در آستین پنهان کنیم.
فقر اینه که نقطه نظراتمان باریک تر گردد اما اتوبان-هایمان هر روز پهن تر گردد.
فقر اینه که خانه هایمان بزرگتر و اما خانوادههایمان کوچکتر شود.
فقر اینه مدرک تحصیلی مان بالا اما قدر قضاوتمان پایین بیاید.
فقر اینه که تسهیلات زندگی مان زیاد اما وقت استفاده از آنها را نداشته باشیم.
فقر اینه مقاممان والا باشد ولی ارزشهای زندگی مان پايين باشد.
فقر اینه که تحلیل¬گر مسائل سیاسی جهان باشیم اما از تحلیل مشکلات خانه خود عاجر باشیم.
فقر اینه اتم را بشکافیم اما در قعر تعصبات خود باقی بمانیم.
فقر اینه که درآمدهایمان هر روز افزایش یابد اما اخلاقیاتمان پایین بیاید. فقر اینه که قامتمان بلند واندیشه مان کوتاه گردد.
فقر اینه که درآمدمان دو برابر وجدایی مان چند برابر گردد.
فقر اینه که ثروت مان بیشتر اما لبخندمان کمتر گردد.
نظر شما برای من با ارزش است اگر به این شماره پیامک بفرستید 09365463138
EMAIL: fayigh@mihanmail.ir
محمد فایق مجیدی
منبع :
1-با توجه به انشای یک دانش آموز کلمبیایی
|
ثانیه ها در گذرند و عمر بی بديل ما را به غارت می برند
ثانیه ها در گذرند و عمر بی بديل ما را به غارت می برند این ثانیه ها که گفته بودند بر می گردند هرگز بر نمی گردند . دیروز برای یکی از شاگردهایم پیامک فرستادم گوشی اش نزد کسی دیگر بود و پاسخ آمد که 50 روز است که فوت کرده ، شوکه شدم او که هنوز جوان بود . گویا ما فراموش کرده ایم در این مسیر مسافریم تا زود ، دیر نشده باید کاری کرد و یا به قول شاعر زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید :
بی خبر از هم خوابیدن چه سود ؟
برمزار مردگان خویش نالیدن چه سود ؟
زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید
ورنه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چه سود ؟
گرنرفتی خانه اش تا زنده بود
خانه صاحب عزا تا صبح خوابیدن چه سود ؟
گر نپرسی حال من تا زنده ام
بعد مرگم اشک و نالیدن چه سود ؟
زنده را در زندگی قدرش بدان
ورنه مشکی از برای مرده پوشیدن چه سود ؟
گر نکردی یاد من تا زنده ام
سنگ مرمر روی قبرم وانهادن چه سود؟
من این شعر را در دفتر یادداشتم ثبت کرده ام و پیامک آن را که از یک دوست تهرانی برایم رسید در گوشی موبایلم حذف ننموده ام . می خواهم بارها آن را بخوانم تا ملکه ذهنم گردد . شما در مورد این یادداشت واین شعر چه دیدگاهی دارید ؟
نظر شما برای من با ارزش است اگر به این شماره پیامک بفرستید 09365463138
EMAIL: fayigh@mihanmail.ir
محمد فایق مجیدی "
2
آرزوي بچه كور به زبان خودش
محمدفایق مجیدی
کارشناس مسؤول آموزش راهنمایی ناحیه 2 سنندج
یکی از متنهای زیبایی که در زمان تدریس درس ادبیات در کلاس برای دانشآموزان میخواندم متن «آرزوي بچه كور به زبان خودش» بود که قبلاً معلم ماندگار در ذهن و قلبم آقای سیفالله مدرسگرجی در تربیت معلم برایمان خوانده بود و هنوز باور دارم یکی از تأثیرگذارترین متون برای زندگی شخصیام بوده است. شما هم آن را بخوانید و درباره آن نظر بدهید:
ميگويند: كه آفتاب بياندازه زيبا و منظره گلهايي كه در كنار رودخانه بر روي آب ريخته بسيار دلاويز و پرواز پرندگان از چيزهاي تماشايي است.
ميگويند: شبها روشنايي دلكشي چهره آسمان را ميآرايد؛ درهها، كوهها، چمنها، بيشهها به ويژه سحرگاهان به قدري لطيف و دلكش است كه انسان در برابر اين همه آثار بايد زانو زده و سر فرود آورد. اما من، نه آن دريا را كه ولولهاش به گوش ميرسد، ميتوانم ديد و نه آن گلهاي رنگارنگ را، نه آسمان و آفتاب زيبا را نه درختان، نه آن ميوههاي قشنگ، نه روشنايي صبح را و از نديدن آنها متأسف و دلتنگ نيستم.
خير خدايا، خير، از اين همه زيباييهاي جهان هيچ كدامش را آرزو نميكنم اما... كاش... يك بار... روي مادرم را ميديدم.
این متن از زبان انگلیسی ترجمه شده است. شما در مورد این متن و پیامش چه نظری دارید؟ آیا جای این متن در کتب درسی ما خالی نیست؟ اگر نظری داشتید به این شماره پیامک بفرستید: 09365463138
مهارتهای زندگی
محمدفایق مجیدی
کارشناس مسؤول آموزش راهنمایی ناحیه 2 سنندج
سازمان بهداشت جهانی مهارتهای زندگی را با عناوین دهگانه زیر مشخص کرده است.
1- مهارتهای خودآگاهی 2- مهارت همدلی 3- مهارت روابط بین فردی 4- مهارت ارتباط مؤثر 5- مهارت مقابله با استرس 6- مهارت مدیریت بر هیجانها 7- مهارت حل مسأله 8- مهارت تصمیمگیری 9- مهارت تفکر و اخلاق 10-مهارت تفکر نقاد.
نگاهی عمیق به دستپروردههای آموزش و پرورش دو دهه گذشته و حتي دهه اخير، ما را با این واقعیت روبهرو خواهد ساخت که مهارتهای دهگانه زندگی در این دیار کمتر آموزش داده شدهاند. نظام آموزشی متمرکز و کتابمحور موجب گردیده است کعبه آمال اولیای دانشآموزان و معلمان و شاگردان بر گرد کتاب و نمره و 20 و در نهایت گرفتن مدرک و گذشتن از سد کنکور بگردد. گمان میکنم اگر معلمین ما علاوه بر آشنایی با فنون نوین تدریس این ده مهارت را سرلوحه کار خویش قرار دهند. میتوانند در آیندهای نهچندان دور گره از کار ناگشوده جامعه بگشایند. ما شرقیان که داعیه ظهور بزرگترین تمدنهای انسانساز را داریم اکنون چه شده است که چشم به غرب دوختهایم تا با قوانین زمینیشان سعادت را برای ما به ارمغان بیاورند. آموزش رسمی مدارس ما عليرغم گستردگیاش و همهگیر بودنش هنوز خالی از کیفیت است. دستگاه عریض و طویل آموزشی و پرورش هنوز در آموزش مهارتهای زندگی گامهای اولیه را برمیدارد و برگزاری دورههای کوتاهمدت ضمن خدمت و گنجانده چند ساعات در برنامه درسی نشان از حرکت كند آموزش و پرورش به این سوی دارد. در مدارس تا حدودی بر مهارت خودآگاهی کار ميشود و کمی هم بر روي تفکر خلاق، اما دیگر مهارتها به کلی فراموش شدهاند. نشانهای این فراموشی را میتوان در صفحه حوادث روزنامهها و یا در راهرو دادگاهها و یا در زندگیهاي از هم پاشیده و يا زندگیهایی زن و شوهرهايي كه زیر یک سقفاند اما طلاق عاطفی گرفتهاند جستجو کرد. دقت در نسل آموزشدیده مدارس دهه قبل به روشنی نشان میدهد این نسل از مدرسه و خانواده مهارتهای همدلی روابط بین فردی ارتباط مؤثر مقابله با استرس را یاد نگرفتهاند و اگر در این زمینه مهارتی اندك یافتهاند از خانواده آن را به ارث بردهاند. مهارت مدیریت بر هیجانها حل مسأله تصمیمگیری و تفکر نقاد که نیاز به آموزش بیشتر دارد نیز تا حد زیادی به دست فراموشی سپرده شدهاند.
آموزش و پرورش بسیاری از زیانهای جامعه را میتواند پیشگیری کند در این رابطه رسول بداتی مینویسد «... اما از سوی دیگر آموزش و پرورش پیشرفته و علمی بسیاری از زیانهای قضای مالی و جانی و فرهنگی و... یک کشور را با کمترین هزینه پیشگیری خواهد کرد. آتشی که در یک منزل یا یک خرمن برافروخنه شده است در آغاز یک جرقه کوچک بوده است.»
ختم سخن اينكه ما بايد هرچه زودتر از نقطهاي شروع كنيم و چه مكاني بهتر از مدرسه و چه زماني بهتر از امروز. زمانی که شما درس میخواندی آیا کسی را به یاد دارید روی آموزش این مهارتها کار کرده باشد؟ برای آموزش مهارت زندگی از کجا باید شروع کنیم؟
شما در مورد این متن و پیامش چه نظری دارید؟ اگر نظری داشتید به این شماره پیامک بفرستید: 09365463138
برگرفته از کتاب به آموزش بدبین نیستم
همه کودکان خلاقند، تنها کافی است باور کنیم
خلاقیت یک نیروی ذاتی است که در همه افراد وجود دارد و راههای بیشماری برای پرورش آن به ویژه از دوران کودکی وجود دارد. چرا که به قول «گاردنر» تصور و تخیلی که در اوایل دوران کودکی شکل میگیرد، مبنای خلاقیت در دوران بلوغ است. بنابراین به شما پدر و مادران عزیزی که خواهان آن هستید تا فرزندانی خلاق، مبتکر، نوآور و در نهایت، کارآفرین داشته باشید، توصیه میکنم به نکات زیر جهت تربیت درست کودک دلبندتان توجه نمایید.
|
|
| به قول معروف، اين شتري است كه در هر خانهاي ميخوابد و از آن چارهاي نيست. مرگ عزيزان بويژه اعضاي خانواده يكي از عوامل مهم افسردگي و از هم گسيختگي رواني در انسان شناخته ميشود كه در حالت طبيعي يك واكنش منطقي به حساب ميآيد و غم و اندوه ناشي از فقدان يك عزيز را نميتوان نشانه بيماري يا اختلال حساب كرد، |
|
|
|
تعدادي زيادي از دانش آموزان مقاطع ابتدايي ،راهنمايي ودبيرستان در يادگيري دروس رياضي دچار مشكل هستند وبا اين كه به اندازه ديگر دانش آموزان و هم كلاسي هاي خود تلاش مي كنند پيشرفت مورد انتظار را ندارد . اقداماتي كه آموزگاران براي پيشرفت بيشتر آنان انجام مي دهدند غالبا به شرح زير مي باشد . 1- پند واندرز به دلنش آموزان براي فعاليت درسي بيشتر 2- متوجه نمودن دانش آموزان به نقش رياضي در كاربردهاي زندگي آنان (اصل اهميت ) 3- آگاه ساختن دانش آموزان از اين كه خوشبختي آيينده آن ها در گرو پيشرفت تحصيلي است 4- سرزنش ومؤاخذه دانش آموز |